برای عضویت در خبرنامه وبلاگ ایمیل خود را وارد کنید:



جستجوی وب جستجوی وبلاگ


بررسی بار تئوریک شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست"

شاید پیش از این یکی دو باری در مورد شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" نکاتی را اشاره کرده باشم. اما با توجه به تحریم ها و قطعنامه هایی که اخیرا بر ضد ایران تصویب شده است و موجب پررنگ تر شدن این شعار گشته است، اینبار می خواهم از زاویه دیگری این شعار را مورد بررسی قرار داده و ببینیم آیا این جمله تنها یک شعار صرف است یا می تواند حاوی مضامین دیگری نیز باشد؟!

ابتدا سعی می کنم شاخص های یک شعار را معرفی کرده و از این طریق تعریفی از آن ارائه دهم. یک شعار به لحاظ زبان شناختی و آوایی باید کوتاه، موزون و با آهنگ حماسی و تهییج کننده باشد. به لحاظ محتوایی باید در بر گیرنده چکیده ی خواست افرادی باشد که آن شعار را سر می دهند، کلید واژه های مربوط به یک خواست جمعی در آن بکار رفته باشد، در مواردی که شعار برای حمایت یا دستیابی به یک مفهوم تئوریک است باید تک تک واژه های بکار رفته در آن از پشتوانه تئوریک لازم برخوردار باشند و منظور از هر کلمه ای به دقت تبیین شده باشد و اصول مد نظر آن مفهوم تئوریک بطور جامع در آن شعارها نمود داشته باشد. علاوه بر این در صورتی که شعار مورد نظر، در گستره ی ملت تعریف شده باشد باید شاخص های ناسیونالیستی لازم را نیز در بر گیرد.

با توجه به شاخص های مطرح شده می توان گفت شعار عبارت است از جمله ای کوتاه و شیوا که با توجه به گستره ی جمعیت سراینده آن دربرگیرنده مفهوم غایی مورد نظر آن جمع می باشد.

حال پس از تعریف شعار باید به این نکته توجه کنیم که بسیاری از شعارها هر چند به لحاظ ظاهری دارای هیچ بار تئوریکی نیستند اما در واقع در تائید و یا رد نظریه ای خاص عمل می کنند و شاید به این لحاظ بسیاری از شعارهای مطرح در زبان مردم، مستقیم یا غیر مستقیم از یک منبع نظری سرچشمه می گیرند.

شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" در ظاهر روی دو کلمه "انرژی هسته ای" و "حق" تاکید دارد و با آوردن کلمه ی "ماست"، زمینه ای ناسیونالیستی نیز به آن بخشیده است. سوالی که می تواند مطرح باشد این است که آیا واژگان "انرژی هسته ای" و "حق" در معنای حقیقی خود بکار رفته اند؟ آیا این شعار می تواند دارای یک روحیه ملی باشد؟ هدف من این است که زوایای نادیده ی این شعار را کمی بیشتر باز کنم تا بتوانیم شعار خود را با استحکام بیشتری سر دهیم.

با توجه به اینکه هنوز برای جامعه ما استفاده از انرژی هسته ای چندان صرفه اقتصادی ندارد به نظر می رسد "انرژی هسته ای" در این شعار مجاز از "قدرت هسته ای" است. با توجه به این نکته می توان گفت کلمه "حق" دیگر آن قطعیت قبلی را نخواهد داشت. البته با توجه به اینکه، دیگرانی حق داشتن این قدرت را به خود داده اند، می توان از تزلزل کلمه "حق" در این جمله کاست. حال باید این سوال را از خود پرسید که حق داشتن قدرت (هسته ای) برای یک ملت، در جهت دست یافتن به چه چیزی است؟ اصولا تثبیت قدرت به خاطر تامین امنیت لازم برای رشد همه جانبه یک ملت می باشد.

پس می بینیم که با سر دادن این شعار گام در مسیر قدرت بخشی به نظام متبوع گذاشته و نظام حاکم را تقویت کرده ایم و به تبع آن نظام حاکم نیز بهتر از قبل می تواند امنیت لازم برای رشد ملت را تامین نماید. حال سوال اساسی که می تواند مطرح شود این است که آیا اهداف رشد دهنده نظام در جهت رشد واقعی ملت می باشد یا خیر؟ به معنای دیگر آیا ملت با سر دادن این شعار و قدرت بخشی به نظام حاکم در جهت رشد خود عمل می کنند یا در جهت عکس آن؟

پس دیدیم که شعاری که در ظاهر بسیار سطحی بنظر می رسید محتوی مضامین عمیق تئوریک تا حد ایدئولوژی یک نظام می باشد و بدین معنا افرادی که این شعار را سر می دهند باید این نکته را در نظر بگیرند که با این عمل در جهت قدرتمند کردن نظامی کار می کنند که باید از صلاحیت آن نظام مطمئن باشند وگرنه ره به ناکجاآباد می برند و همچنین کسانی از درون احزاب سیاسی و گروه های مختلف مردمی و غیر مردمی که به صلاحیت این نظام اعتقاد دارند یا به هر نحوی منفعت خود را در اعتقاد به آن می بینند، ولی از دادن این شعار سر باز می زنند، باید بدانند که در جهت تضعیف نظام عمل می کنند.

در کل باید بگویم که در سر دادن هر شعاری به بار تئوریک و پشتوانه های نظری آن خوب دقت و کنکاش کنیم چرا که در دادن و یا ندادن شعاری، در هر دو حالت، مسئول هستیم.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 11:25 AM تاریخ: Friday, December 29, 2006



استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.Copyright © 2005-2006
Design by: FRHweb