برای عضویت در خبرنامه وبلاگ ایمیل خود را وارد کنید:



جستجوی وب جستجوی وبلاگ


اهالی وبلاگشهر، آسوده در خوابید و دیگران لالایی می گویند برایتان، بیدار شوید لطفا

«معاونت امور مطبوعاتي و اطلاع رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‌ اعلام كرد:‌ در اجراي آيين‌نامه‌ي ساماندهي پايگاه‌هاي اطلاع رساني مصوب 5 آذر ماه 85 هيات وزيران به اطلاع كليه دارندگان پايگاه‌هاي اطلاع رساني وب سايت‌ها وبلاگ‌ها مي‌رساند كه از روز دوشنبه 11 دي 1385 با مراجعه به نشاني‌هاي اينترنتي www.samandehi.ir و www.Samandehi.com مي‌توانند نسبت به ثبت الكترونيكي پايگاه خود اقدام كنند»

مدتی قبل در مطلبی با عنوان « تشکیل شورای نگهبان اینترنتی برای تعیین صلاحیت وبسایتها و وبلاگها » در مورد خبر بالا نوشتم و به تفصیل در مورد خطری که متوجه وبلاگستان است هشدار دادم. اما در آن زمان جز تعداد محدودی از سایت ها همچون بی بی سی و برخی وبلاگ ها چندان به این موضوع نپرداختند. به هر حال هنوز هم دیر نشده است و فکر می کنم می توان با این پدیده شوم مقابله کرد. اگر هنوز در جریان این خطر نیستید، حتما مطلب قبلی ام را بخوانید.

در مورد علل خطرناک بودن این آئین نامه موارد بسیاری را می توان ذکر کرد و با کارهای انجام شده توسط این دولت باید نسبت به اینگونه موارد بدبین بود و این بدبینی لازم است هرچند برخی از بندهای ذکر شده در آئین نامه حتی با وجود خوش بینی نیز نشان از سیاستی شوم دارد. به هر حال تصور می کنم هر فرد آگاهی، خود با دیدن بندهای این آئین نامه پی به این خطر می برد. البته به زودی با تماسی که با یکی از دوستان داشتم در مورد بررسی حقوقی تک تک بندهای این آئین نامه مطالبی خواهم نوشت. بنابراین فعلا از این موضوع عبور می کنم و سعی می کنم چند پیشنهادی برای مقابله با آن بیان کنم:

باید توجه کرد که مشروعیت یا عدم مشروعیت هر قانونی به اقبال عمومی آن قانون باز می گردد. به این معنا که حتی اگر قانونی وضع شود تا زمانی که خود مردم آن را پذیرا نباشند، بودن یا نبودن آن هیچ تفاوتی نمی کند. بنابراین بهترین راه برای مقابله با این آئین نامه این است که خود وبلاگنویسان با اتحاد همه جانبه از ثبت وبلاگ های خود امتناع کرده و بدین ترتیب زمینه لوث شدن آن را پدید آورند. مطمئنا بهترین راه همین است و مهم این است که وبلاگستان هشیاری خود را در این زمینه حفظ کرده و عده ای از سر ناآگاهی و یا ترس از مسدود شدن در این دام نیفتند.

قدم دیگری که می توان در این راه برداشت، جمع آوری آدرس ایمیل سایت های مهم دولتی از جمله سایت ارگان هایی همچون وزارت ارشاد، شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت ارتباطات، وزارت اطلاعات، وزارت دادگستری، مجلس شورای اسلامی، وبلاگ شخصیت های مهم سیاسی از جمله وبلاگ خود احمدی نژاد و ... و نیز تهیه یک متن مناسب برای ارسال ایمیل به این سایت ها می باشد. سپس در اقدامی هماهنگ در یک زمان معین از یک روز خاص، همه وبلاگنویسان و مخالفان اینترنت فرمایشی، این ایمیل را ارسال کرده و رونوشتی از آن را نیز به خبرگزاری های مختلف ارسال کنند و به این ترتیب حتی بصورت تبلیغاتی که شده، مخالفت خود را اعلام نمایند.

پیشنهادات دیگری هم وجود دارد که در مراحل بعدی حتما خواهم گفت. به هر حال از همه وبلاگنویسان و وبلاگدوستان و اینترنت دوستان عزیز می خواهم که این خطر را جدی بگیرند و دوستان دیگر خود را با فرستادن لینک این خبر در جریان این امر قرار دهند. در ضمن در صورتی که پیشنهادی دارید حتما در قسمت نظرات مطرح کنید و مطمئن باشید که حتی کوچکترین پیشنهادات شما می تواند کمک کننده باشد.

مطالب مرتبط:

به اطلاع کلیه دارندگان وب سایت ها و وبلاگ ها می رساند...

وبلاگستان در خطر است

من می ترسم،تو هم می ترسی؟

امنیت اطلاعات ملی در طرح ساماندهی به وبلاگ‌ها و سایت‌های ایرانی

سایت samandehi و چند مشکل فنی و امنیتی

جزییات بیشتری از ثبت سایت های اینترنتی


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 12:54 PM تاریخ: Sunday, December 31, 2006


بررسی بار تئوریک شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست"

شاید پیش از این یکی دو باری در مورد شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" نکاتی را اشاره کرده باشم. اما با توجه به تحریم ها و قطعنامه هایی که اخیرا بر ضد ایران تصویب شده است و موجب پررنگ تر شدن این شعار گشته است، اینبار می خواهم از زاویه دیگری این شعار را مورد بررسی قرار داده و ببینیم آیا این جمله تنها یک شعار صرف است یا می تواند حاوی مضامین دیگری نیز باشد؟!

ابتدا سعی می کنم شاخص های یک شعار را معرفی کرده و از این طریق تعریفی از آن ارائه دهم. یک شعار به لحاظ زبان شناختی و آوایی باید کوتاه، موزون و با آهنگ حماسی و تهییج کننده باشد. به لحاظ محتوایی باید در بر گیرنده چکیده ی خواست افرادی باشد که آن شعار را سر می دهند، کلید واژه های مربوط به یک خواست جمعی در آن بکار رفته باشد، در مواردی که شعار برای حمایت یا دستیابی به یک مفهوم تئوریک است باید تک تک واژه های بکار رفته در آن از پشتوانه تئوریک لازم برخوردار باشند و منظور از هر کلمه ای به دقت تبیین شده باشد و اصول مد نظر آن مفهوم تئوریک بطور جامع در آن شعارها نمود داشته باشد. علاوه بر این در صورتی که شعار مورد نظر، در گستره ی ملت تعریف شده باشد باید شاخص های ناسیونالیستی لازم را نیز در بر گیرد.

با توجه به شاخص های مطرح شده می توان گفت شعار عبارت است از جمله ای کوتاه و شیوا که با توجه به گستره ی جمعیت سراینده آن دربرگیرنده مفهوم غایی مورد نظر آن جمع می باشد.

حال پس از تعریف شعار باید به این نکته توجه کنیم که بسیاری از شعارها هر چند به لحاظ ظاهری دارای هیچ بار تئوریکی نیستند اما در واقع در تائید و یا رد نظریه ای خاص عمل می کنند و شاید به این لحاظ بسیاری از شعارهای مطرح در زبان مردم، مستقیم یا غیر مستقیم از یک منبع نظری سرچشمه می گیرند.

شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" در ظاهر روی دو کلمه "انرژی هسته ای" و "حق" تاکید دارد و با آوردن کلمه ی "ماست"، زمینه ای ناسیونالیستی نیز به آن بخشیده است. سوالی که می تواند مطرح باشد این است که آیا واژگان "انرژی هسته ای" و "حق" در معنای حقیقی خود بکار رفته اند؟ آیا این شعار می تواند دارای یک روحیه ملی باشد؟ هدف من این است که زوایای نادیده ی این شعار را کمی بیشتر باز کنم تا بتوانیم شعار خود را با استحکام بیشتری سر دهیم.

با توجه به اینکه هنوز برای جامعه ما استفاده از انرژی هسته ای چندان صرفه اقتصادی ندارد به نظر می رسد "انرژی هسته ای" در این شعار مجاز از "قدرت هسته ای" است. با توجه به این نکته می توان گفت کلمه "حق" دیگر آن قطعیت قبلی را نخواهد داشت. البته با توجه به اینکه، دیگرانی حق داشتن این قدرت را به خود داده اند، می توان از تزلزل کلمه "حق" در این جمله کاست. حال باید این سوال را از خود پرسید که حق داشتن قدرت (هسته ای) برای یک ملت، در جهت دست یافتن به چه چیزی است؟ اصولا تثبیت قدرت به خاطر تامین امنیت لازم برای رشد همه جانبه یک ملت می باشد.

پس می بینیم که با سر دادن این شعار گام در مسیر قدرت بخشی به نظام متبوع گذاشته و نظام حاکم را تقویت کرده ایم و به تبع آن نظام حاکم نیز بهتر از قبل می تواند امنیت لازم برای رشد ملت را تامین نماید. حال سوال اساسی که می تواند مطرح شود این است که آیا اهداف رشد دهنده نظام در جهت رشد واقعی ملت می باشد یا خیر؟ به معنای دیگر آیا ملت با سر دادن این شعار و قدرت بخشی به نظام حاکم در جهت رشد خود عمل می کنند یا در جهت عکس آن؟

پس دیدیم که شعاری که در ظاهر بسیار سطحی بنظر می رسید محتوی مضامین عمیق تئوریک تا حد ایدئولوژی یک نظام می باشد و بدین معنا افرادی که این شعار را سر می دهند باید این نکته را در نظر بگیرند که با این عمل در جهت قدرتمند کردن نظامی کار می کنند که باید از صلاحیت آن نظام مطمئن باشند وگرنه ره به ناکجاآباد می برند و همچنین کسانی از درون احزاب سیاسی و گروه های مختلف مردمی و غیر مردمی که به صلاحیت این نظام اعتقاد دارند یا به هر نحوی منفعت خود را در اعتقاد به آن می بینند، ولی از دادن این شعار سر باز می زنند، باید بدانند که در جهت تضعیف نظام عمل می کنند.

در کل باید بگویم که در سر دادن هر شعاری به بار تئوریک و پشتوانه های نظری آن خوب دقت و کنکاش کنیم چرا که در دادن و یا ندادن شعاری، در هر دو حالت، مسئول هستیم.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 11:25 AM تاریخ: Friday, December 29, 2006


برای خود مباح می شمارند و برای ملت حرام


هنوز چند هفته ای بیشتر، از حضور احمدی نژاد در مراسم افتتاحیه المپیک آسیایی دوحه و حظ بردن او از تماشای رقص رقاصگان لطیف آن صحنه نمی گذرد که اینبار خبر حظ معاون احمدی نژاد از رقص رقاصگان زیباروی ترک شنیده می شود. خبری که همچون ماجرای رقص دوحه براحتی نمی توان انکار کرد چرا که اینبار فیلم آن نیز منتشر شده است.

اصل خبر را می توانید از اینجا بخوانید.

لینک دانلود فیلم ها : 1 2 3

در مورد رحیم مشاعی ، معاون احمدی نژاد، چند نکته رو می گم که کمی با سابقه او آشنا شوید. رحیم مشاعی در زمانی که احمدی نژاد شهردار تهران بود، مدیریت امور فرهنگی هنری شهرداری تهران را بر عهده داشت و بعد از ریاست جمهوری احمدی نژاد، به سمت معاونت احمدی نژاد و ریاست سازمان گردشگری و میراث فرهنگی ارتقاء یافت. از جنجالی ترین خبرهایی که در مورد مشاعی می توان اشاره کرد، ادعایی است که او در مصاحبه ای با یکی از خبرنگاران خارجی در مورد عدم لزوم رعایت حجاب توسط گردشگران خارجی در ایران، کرده بود و در ادامه در پاسخ به این سوال که پس چرا همه گردشگران خارجی در ایران از حجاب استفاده می کنند، آن را نوعی احترام به عقاید ایرانیان توسط گردشگران شمرده بود. این ادعا در همان زمان به شدت مورد انتقاد قرار گرفت ولی به نحوی تکذیب شد.

به هر حال گویا احمدی نژاد و یارانش اینچنین صحنه هایی را برای خود مباح می شمارند و برای ملت حرام.



پی نوشت:
به گزارش ايرانيوز، نيمه شب گذشته ميثم زمان آبادي( مدير عامل) و محمد رضا زمرديان(سردبير سياسي ) به دليل انتشار اخبار مربوط به حضور معاون رئيس جمهور در يكي از برنامه هاي كشور تركيه، از سوي حفاظت قوه قضاييه بازداشت شدند.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 4:53 AM تاریخ: Thursday, December 28, 2006


آقایون، کمی قطعنامه را جدی تر بگیرید و دست از عوامفریبی بردارید

ما فکر می کردیم فقط خودمون هر از گاهی کارهای زرد انجام می دیم اما نگو خیلی ها گوی سبقت رو از دیگران ربودند. به لینک خبری زیر از سایت انتخاب نگاه کنید تا خودتون ببینید شدت تیتر زرد رو:

شکایت "ایران" از "حزب الله"

در ضمن هفته نامه تایم تو شماره جدید خودش در آستانه آغاز سال جدید میلادی لیست بهترین فیلم های سال 2006 رو اعلام کرده که فيلم «نامه‌هايي از ايووجيما» به كارگرداني «كلينت ايست‌وود» در رتبه اول قرار گرفته است. بقیه لیست رو از اینجا می تونید ببینید.

در مورد این قطعنامه اخیر علیه ایران هم یک نکته رو ذکر می کنم. مسئولین انرژی هسته ای ایران مدام در رسانه های تبلیغاتی خطاب به مردم ایران اینطور القاء می کنند که هیچ کدام از بندهای این قطعنامه تاثیر چندانی بر ملت و دولت ایران نخواهد گذاشت. بر فرض محال هیچ تاثیری هم نداشته باشد ولی انگار این آقایون یا خودشون نمی فهمند یا مردم نفهم فرض می کنند. عزیز من، این قطعنامه بیشتر از اینکه بخواهد تاثیر ملموسی داشته باشد، برای این صادر شده است که اعلام خطری جدی برای مسئولین باشند تا کمی بخ خود آیند و محتاط تر برخورد کنند نه اینکه آقایان بنشینند و بندهای آن را به لحاظ تاثیرگذاری بررسی کنند.

مطلب دیگر اینکه تصور ما بر این بود که تائید یا رد صلاحیت فقط در انتخاباتی مانند انتخابات ریاست جمهوری و مجلس و از این قبیل چیزها صورت می پذیرد اما انگار دایره تحمل دولت بیش از هر زمان دیگری تنگ تر شده است و حالا برای انتخابات مجلس دانش آموزی نیز شورای صلاحیت تشکیل شده است. با این روند مشخص است که به جایی راه نمی بریم. آخه شورای صلاحیت برای مجلسی که هیچ قدرت اجرایی خاصی ندارد و تنها در حد یک تجمع دانش آموزی است؟؟؟!! اصل خبر را می توانید از اینجا بخوانید.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 1:14 PM تاریخ: Monday, December 25, 2006


حکایت بچه سفید پوست و بز سیاه پوست

مطلب اخلاق جنسی این هفته رو با این عکس ها می گویم که گویا تر از صدها خط متن است:



















در صورتی که معنی جملات انگلیسی رو نمی دونید بگید تا حتما ترجمه اش رو بنویسم چون مهم جملاتشه.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 1:33 PM تاریخ: Saturday, December 23, 2006


شراب

خداوند در آیه ای از قرآن می فرماید:
"در قمار کردن و شراب خوردن منافعی برای مردم است."

یعنی خود خداوند به صراحت می گوید که قمار و شراب می تواند چیز خوبی باشد. اما بلافاصله بعد از این جمله می گوید:
"اما ضررهای آنها بیشتر از منافعشان است."

فکر می کنم یکی از مهمترین مضراتی که باعث شده است خوردن شراب در اسلام حرام شود، افراط و تفریط حاکم بر کارهای بشر باشد. بشر یا در حال افراط است و یا تفریط. و از آنجا که افراط در مواردی مثل شراب خوردن به اوج خود می رسد و شراب نوعی حالت افراطی اغواگرانه دارد، حرام شده است.

در ضمن خطاب به دوستانی که به من می گویند که چرا خود را از لذت مستی محروم می کنی همیشه این مطلب رو می گم که من هم قبول دارم که شراب و مستی ناشی از آن حال خوشی به آدم دست می دهد اما براستی لذت هایی فراتر از آن نیز هست که اغلب لذت مستی مانع از دستیابی به لذت های برتر و پایدارتر از آن می شود. به قول افلاطون: "فلسفه لذتی گرامی است."

اگر دوستانی بر این باورند که می توان در کنار آن لذت های والا، لذت مستی را نیز برد، باید مثالی بزنم. ببینید تسبیح چرخاندن فی نفسه عمل بدی نیست اما اگر در آن لحظاتی که فرد در حال چرخاندن تسبیح است و ذکر می گوید در واقع دیگر قادر به تفکر نیست و تنها بدون تفکر چیزهایی زیر لب می گوید. پس تسبیح چرخاندن مانع از تفکر فرد می شود اما برای کسی که اصلا اهل تفکر نیست تسبیح چرخاندن می تواند از بیکاری بهتر باشد. همین موضوع در مورد شراب هم صدق می کند. کسی که می خواهد به مراتب والا برسد نباید مستی و بی عقلی را به جان بخرد و باید از لذت ناشی از جستجوی حقیقت سرمست شود اما کسی که هیچ گاه دنبال چنین چیزهایی نیست می تواند خود را با این مستی ناپایدار دلخوش کند. اما براستی چه ارزشی دارد مستی ای که پایانش خماری است؟! باید به دنبال یک مستی پایدار و همیشگی و همراه با آگاهی بود نه یک خلصه ناآگاهانه.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 12:55 PM تاریخ: Friday, December 22, 2006


یلدا

فقط یکی دو کلمه:

شب یلدا مبارک. امسال بهترین شب یلدای منه.

هندونه هم خوردم.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 1:42 PM تاریخ: Thursday, December 21, 2006


مردم به اندازه ی مردم بودن خود مقصر اند، نه بیشتر!

در مورد توضیح علت پیروزی تک تک افراد منتخب شورای شهر زنجان که قول داده بودم بنویسم، دوستان زنجانی دیگه این زحمت رو کشیدند و مطالبی نوشتند که لینک هر کدام رو این پائین میارم اما بهترین مطلبی که کار منو راحت کرد نوشته رامین سلطانی بود که در مطلبی با عنوان "نتایج انتخابات زنجان" تک تک منتخبان رو معرفی کرده که حتما نگاهی بیندازید.

نوشته های دیگر زنجانی ها:

نتایج اسفبار انتخابات در زنجان

لمپنیسم، فمینیسم و تعصب کور

چرا انتخاب صرفا برای قیافه

از ماست که بر ماست!

فقط یک مطلب را لازم می بینم که توضیح دهم و آن اینکه جالب این است که در شهر هر کس را می بینم بر دیگران (منظور مردم زنجان) لعنت می فرستد که چرا به خاطر زنانگی به برخی رای داده اند و دست آخر معلوم نیست حالا که همه از این امر برائت می جویند و دیگران را به باد فحش می گیرند، واقعا چگونه این 17 هزار و خرده ای رای برای ملکه زیبائی شهر بدست آمده است؟!! تازه بر فرض که ما خود نیز به این افراد رای نداده باشیم اما براستی تک تک این صحبت هائی که به نشانه اعتراض به حماقت و سطح پائین شعور مردم می زنیم، به خود ما نیز رواست چرا که اگر می بینیم هنوز معیارها و جاذبه های زنانه در شهر هایی همچون زنجان حرف اول را می زند نشان از کم کاری و به عبارت بهتر بیکاری نهادهای مدنی، نهادهای فرهنگی و نشریات و روزنامه های محلی دارد که وظیفه اصلی را در اعتلا و رشد فرهنگ مردم (و در این مورد بخصوص فرهنگ سیاسی مردم) دارند. البته از کارشکنی ها و کم کاری های دولت حاکم نیز نمی توان گذشت چرا که دولت نیز حداقل فضای لازم را برای رشد چنین نهادهای مدنی و فرهنگی را به خوبی تامین نکرده است و البته بهتر است بگوئیم نخواسته است که بکند. البته این پائین بودن شعور سیاسی نه فقط در زنجان که در اغلب شهرهای ایران ظهور و بروز دارد حتی در پایتخت، منتها در زنجان بصورت جاذبه های زنانه رخ می دهد و در تهران جاذبه های ورزشی و ....

نکته دیگری که در جامعه دیده می شود، سعی بر نسبت دادن معیارهای غلط مردم به افراد منتخب است. به این معنا که چون مردم تعدادی را بر اساس جاذبه های زنانه یا موارد اینچنینی انتخاب کرده اند، پس لزوما افراد منتخب نیز صلاحیت لازم را ندارند که این خود یک استدلال کاملا غیر منطقی است و در واقع نوشتن گناه مردم به پای منتخبین است. البته که بسیاری از منتخبین صلاحیت لازم را ندارند اما به نظر بنده نه به دلیل معیار غلط مردم که به علت عدم دارا بودن تخصص و دانش کافی است.

به هر حال مردم زنجان به اندازه ی مردم بودن خود، دولت به اندازه دولت بودن خود و روشنفکران و مطبوعات و نهادهای مدنی زنجان هم به اندازه خود در چنین معیارهایی مقصراند.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 12:53 PM تاریخ: Monday, December 18, 2006


نتایج انتخابات شورای شهری که قبلا پیش بینی می شد!

نتایج انتخابات شوراهای شهر زنجان، به عنوان یکی از اولین مراکز استان ها اعلام شد. اسامی تعداد زیادی از افراد منتخب، قبل از روز انتخابات پیش بینی می شد. به هر حال اسامی افراد منتخب بر اساس بیشترین آراء به ترتیب زیر می باشد:

سمیه ثابت قدم 17180 راي، محمدعيني فرد 13603 راي، جمال گيوه اي 12874 راي،‌فضايل تقي لو 10934 راي، اصفهانيان 10352 راي، صادق كريمي 10242 راي، ‌آرزو رحمتي 10037 راي،‌راشاد 9778 راي، حيدري 9416 راي

علي البدلها: دادخواه 9230،‌ خوشنام 9086 راي، بهرامخاني 8486 راي، كاظم افشارچی 8266 راي، كريم رفاهي 6709 راي

از میان لیست اصلاح طلبان که شامل 7 نفر به نام های : صادق كريمي، محمود عباسي، آرزو رحمتي، امامعلي دادخواه، فرهاد اشراقي، حسن مظفري و رسول بيات بود، دو نفر به عنوان عضو اصلی (صادق كريمي 10242 راي، ‌آرزو رحمتي 10037 راي) و یک نفر به عنوان عضو علی البدل (امامعلی دادخواه 9230 رای) انتخاب شدند. البته دو نفر از لیست اصلاح طلبان قبل از انتخابات انصراف داده بودند.

از میان لیست طرفداران و فعالان ستاد احمدی نژاد با عنوان لیست "رایحه خوش خدمت" که شامل 9 نفر به نام های : مصطفي بهراميون، كاظم افشارچي، مجيد ناصحي مقدم، عباس راشاد، مرتضي شهامی، عبدالله مرادي، احد محمدي، محمدجواد عليشاهي، محمد عيني‌فرد بود، دو نفر به عنوان عضو اصلی (محمدعيني فرد 13603 راي،‌‌راشاد 9778 راي) و یک نفر به عنوان عضو علی البدل (كاظم افشارچی 8266 راي) انتخاب شدند.

از میان لیست اصولگرايان با عنوان ليست شهرياران که شامل 9 نفر به نام های : كمال‌الدين برمك، سعيد رفيعي، عباس قنبري، محمدعلي سرداري، پروين حيدري، معصومه گوزليان، رحمت‌الله حاتمي، پرويز سيفي و رضا نظري بود، حتی یک نفر نیز انتخاب نشد.

پنج نفر عضو اصلی و نیز سه عضو علی البدل دیگر به عنوان کاندیداهای مستقل شرکت کرده بودند.

در مورد منتخبان و نیز پیش بینی آینده شورا و بررسی علل چنین طیفی از آراء مردم زنجان و نیز دلیل این ادعا که نتایج از قبل پیش بینی می شد حتما توضیحاتی خواهم داد اما چون فردا امتحان دارم و موضوع هم کمی طولانی در پست های بعدی در مورد آن می نویسم. در ضمن عکس مربوط به این پست رو بیشتر دقت کنید، عامل اصلی پیروزی در انتخابات رو خوب نشون می ده.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 9:29 AM تاریخ: Saturday, December 16, 2006


برنده سخنرانی پلی تکنیک چه کسی بود؟ احمدی نژاد یا دانشجویان؟!

نزدیک روز 16 آذر بود که می خواستم مطلبی در مورد روز دانشجو بنویسم اما به علت درگیری و مشغول بودن به تدارک مراسم روز دانشجو در دانشگاه، نتوانستم چیزی برای وبلاگ آماده کنم و بعد از آن نیز دیگر فرصت نشد. انصافا نمایشگاه خوبی هم تدارک دیده شد و توسط خبرگزاری های مختلف و همچنین شبکه های BBC و VOA نیز پوشش خبری داده شد. به هر حال با این اتفاقاتی که اخیرا در دانشگاه پلی تکنیک اتفاق افتاد لازم دیدم که در اینباره چند نکته ای را بنویسم.

با بازدیدی که غلامحسین الهام از دانشگاه پلی تکنیک امیر کبیر انجام داد گمانه زنی هایی مبنی بر حضور محمود احمدی نژاد و سخنرانی وی در پلی تکنیک زده شد تا اینکه بالاخره این موضوع مورد تائید قرار گرفت و قرار شد احمدی نژاد در بحبوحه ی روز دانشجو به میان دانشجویان برود!

قبل از روز موعود سوالی که ذهن همه را مشغول کرده بود این بود که چرا باید احمدی نژاد و یارانش در بحبوحه اعتراض دانشجویان به میان آنها بروند و حالا که می خواهند بروند چه اصراری برای رفتن به دانشگاه پلی تکنیک دارند؟! دانشگاهی که در این مدت جنجالی ترین دانشگاه ایران به لحاظ سیاسی بوده است، دانشگاهی که بیشترین تنش ها و درگیری ها را داشته است، دانشگاهی که وزیر علوم خود را به میان خود راه نداده بود و مشخص نبود چه بر سر رئیس وزیر علوم بیاورد!

بسیاری از بسیجیان از دانشگاه های مختلف از جمله دانشگاه امام صادق و امام حسین، به صورت منظم و از پیش برنامه ریزی شده به سرعت با هم هماهنگ شدند و در روز سخنرانی برای حمایت از احمدی نژاد در محل حضور یافتند. کارها به قدری منظم برنامه ریزی شده بود که احمدی نژاد بر خلاف وزیر علوم خود، به راحتی در محل حاضر شد و نیروهای گارد ریاست جمهوری کاملا بر اوضاع تسلط داشتند.

دانشجویان مخالف سیاست های دولت نیز از دانشگاه های مختلف ایران در محل حضور یافتند و اعتراض خود را با شعار هایی بر ضد دولت و ضد شخص رئیس جمهور و حتی سوزاندن عکس احمدی نژاد و شکستن دوربین صدا و سیما نشان دادند. اما براستی چرا احمدی نژاد خود را در شرایط محیطی قرار داد که می دانست به شدت تحت فشار قرار خواهد گرفت؟!

آری، باید اعتراف کرد که رفتار دانشجویان در سوزاندن عکس احمدی نژاد، شکستن دوربین صدا و سیما و شعار های بعضا تند با هیچ کدام از اصول مدنی مد نظر خود دانشجویان سازگار نیست و از این جهت شاید بتوان دانشجویان را مورد مذمت قرار داد که چرا به اصولی که فریاد می زنند پایبند نیستند؟

اما بیائید از زاویه دیگری به این موضوع بنگریم. به سوالی که در ابتدای متن مطرح کردم برمی گردیم. چرا احمدی نژاد پلی تکنیک را انتخاب کرد و چرا در مقابل آن رفتارها واکنشی انجام داده نشد در صورتی که با آن همه نیروی از پیش مجهز چنین اعتراضاتی پیش بینی می شد؟؟ تنها جوابی که می توان به این سوال داد این است که دانشجویان در دام بدی افتادند. دامی که فردی آن را پهن کرد که خود روزی دانشجو بوده است و فعال دانشجویی تحکیمی و در نتیجه خود بهتر از هر کسی می دانست که چگونه می توان دانشجویان را در طول یک دوران تحت انواع فشارها قرار داد و سپس با تحریک احساسات آنها، به بهترین نوع ممکن از آن رفتار، بهره برداری لازم را انجام داد. رفتار تند دانشجویان تنها با لبخند احمدی نژاد پاسخ داده شد در حالی که خطاب به دانشجویان معترض می گفت :" شما حرف خود را زدید، حال به من نیز اجازه دهید حرفم را بزنم." و اینگونه رفتار و جواب از طرف وی، نشان از حرکتی از پیش برنامه ریزی شده دارد که انصافا برنامه ای دقیق و موفقیت آمیز بود و متاسفانه دانشجویان نیز در این دام گیر افتادند و او برنده شد. بله، برنده این جنگ تبلیعاتی بین رئیس جمهور و دانشجویان، کسی جز خود او نبود.

در آخر باید گفت که هر چند عقل و منطق و اصول مدنی حکم می کرد که چنان رفتارهایی نباید از طرف دانشجویان که مدعی روشنفکری و آزاد اندیشی می باشند، صورت می پذیرفت اما باید پذیرفت که هنوز جنبش دانشجویی به آن پختگی عقلی نائل نشده است که از رفتارهای احساسی و عجولانه پرهیز کند و البته نمی توان از جنبشی که در این مدت کوتاه شاهد بدرفتاری ها و خشونت های بسیاری نسبت به خود بوده است انتظار داشت تا اعتراض خود را نشان ندهد حتی اگر بدینوسیله با دست خود به دام دیگران افتد.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 1:00 PM تاریخ: Wednesday, December 13, 2006


چرا ترک ها خود را آذری نمی دانند؟!

همیشه در مباحثاتی که بین برخی از دوستان مدافع حقوق قومیت ترک پیش می آمد یا در مطالبی که از طرف اینگونه دوستان می خواندم، این سوال برایم پیش می آمد که چرا آنها با خطاب کردن اقوام ترک با نام "آذری زبان" به شدت مخالف اند و خود را "تورک" می نامند؟؟؟ به دنبال یک سری تحقیقات و مطالعه در این مورد بالاخره دلیل این امر را پیدا کردم که در ادامه به توضیح آن خواهم پرداخت.

واژه "آذری" بعد از سقوط سلسله قاجار، که نقطه ی گسستی برای حکومت هزار ساله ترک ها بر ایران بود، و از زمان به روی کار آمدن رضاخان و تصمیم او بر یکدست سازی فرهنگی ایران و به تبع آن یکسان سازی مهمترین عامل فرهنگی یعنی زبان مردم، در جامعه بوجود آمد که در ذیل بیشتر توضیح داده خواهد شد. در راستای یکسان کردن زبان مردم، تصمیم بر سرکوب کردن زبان های دیگر از جمله زبان ترکی گرفته شد.

در راستای این اعمال، نظریه هایی مطرح می شد که گاه در تضاد آشکار با حقوق بشر بود از جمله نظریه جواد شیخ الاسلامی، یکی از اعضای شورای تولیت بنیاد افشار، که به شرح زیر می باشد:
جواد شیخ الاسلامی تئوری جدا کردن اجباری نوزادان شیر خوار آذربایجانی و نوزادان دیگر مناطق ترک ایران از مادرانشان و نگه داری آنها در شیرخوارگاه های مخصوص که تا هفت سالگی تماس و ارتباطی با والدینشان نداشته و کلامی از زبان آنها نشنیده باشند را تقدیم شاه و همفکران خود کرد. تکرار و پیگیری این تفکر از طرف وی، بعد از انقلاب اسلامی همچنان ادامه داشته است. (زبان فارسی در آذربایجان،ص 445 / مجله آینده سال هفتم 1360 شماره های سوم و چهارم)

احمد کسروی، که خود ترک بود با توجه به تحقیقاتی که انجام داد و با حمایت و پشتیبانی رضاخان به نتایجی بر علیه قوم ترک رسید و نیز به مقابله با اسلام و امام دوازدهم نیز پرداخت و سرانجام نظریه "زبان آذری" را مطرح کرد.

کسروی وقتی با اهالی چهار روستای هرزند و گلین قیه در اطراف مرند و حسنو در قره داغ و تات نشین های اطراف خلخال روبرو شد و از زبان آنها پرسید، آنها نام زبان خود را هرزندی، تالشی و تاتی نامیدند ولی کسروی با اصرار آنها را آذری نامید. در واقع با اینکه این زبان ها تفاوت های بسیاری با هم داشتند اما کسروی نام آذری از نوع زبان های پهلوی را بر آنها نهاد.

سپس کسروی با استناد به این نظریه زبان شناسی که روستائیان خالص ترین و دست نخورده ترین زبان را دارند و زبان آنها زبان اصلی و بومی منطقه است، وجود این چهار روستا را دلیلی بر غیر ترکی یا به اصطلاح آذری بودن زبان بومی مردم آذربایجان دانست، غافل از اینکه اگر مردم این چهار روستا به زبان غیر ترکی صحبت می کنند مردم هزاران روستا و در واقع مردم تمام روستاهای آذربایجان جر این چهار روستا به زبان ترکی صحبت می کنند و لذا بومی بودن زبان ترکی در آذربایجان بسیار مستدل تر است.

از طرف دیگر اگر دلایل کسروی را به تمام ایران تعمیم دهیم در اینصورت می توان ادعا کرد که 90 درصد مردم ایران ترک هستند و زبان اصلی و بومی ساکن در استان های مختلف کشور نیز در اصل ترکی بوده است، چرا که کمتر استانی را در کشور می توان یافت که در آن چند روستای ترک نباشد. برای تحقیق در مورد شهرها و روستاهای ترک ایران می توانید به کتاب چهار جلدی "فرهنگ جغرافیای ملی ترکان ایران زمین" که بر اساس مجموعه ده جلدی "فرهنگ جغرافیای ایران" نوشته دکتر پناهیان از انتشارات ارتش در سال 51 در خارج از کشور به چاپ رسیده است، مراجعه کنید. همچنین به اقرار خود کسروی، هیج اثر مکتوبی به زبان آذری در دست نیست و به این لحاظ نمی توان چندان له آن اعتماد کرد.

به هر حال به علت همین بدعت غلط، تفاوت بسیاری بین ترک بودن و آذری بودن وجود دارد و در واقع آذری بودن چندان اصالت و قرابتی با ترک ها ندارد. البته بنده در این چند مطلب کوتاه تنها به طرح مسئله و پاسخی خلاصه و ناقص پرداختم که شاید به همین دلیل نتوانسته باشد مطلب را بطور کامل تبیین نماید و بنابراین پبشنهاد می کنم که برای مطالعه همه جانبه مطلب و نیز آگاهی از بسیاری نکات جالب دیگر کتاب "زبان ترکی و موقعیت گذشته و کنونی آن در ایران" نوشته حسن راشدی را حتما بخوانید به خصوص ترک زبانان. می توانید این کتاب را از لینک زیر دانلود کنید.
http://www.ocaq.net/kitab/zabane%20turki-www.ocaq.net.pdf

در آخر باید گفت که یکی از خواسته های اصلی فعالین قومیتی این است که هر قومی قادر به تحصیل زبان مادری خود باشد و نیز رسمیت یافتن زبان های مختلف قومیتی به نسبت جمعیت هر قومی در یک کشور، همانطور که در کشورهای زیادی چندین زبان رسمی وجود دارد از جمله سوئیس با سه زبان رسمی، کانادا با دو زبان رسمی، بلژیک با سه زبان، سنگاپور با چهار زبان و .....


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 3:25 PM تاریخ: Monday, December 11, 2006


تشکیل شورای نگهبان اینترنتی برای تعیین صلاحیت وبسایتها و وبلاگها

امشب وقتی داشتم به فشار و اختناقی که بر فضای سایبر در ایران حاکم است، فکر می کردم، یک لحظه احساس کردم که واقعا ما ایرانی ها عجب تحملی داریم!!! حالا بگذریم از فشار موجود در محیط واقعی.

فقط کافی است یک لحظه فکر کنید و آنوقت مغز شما هم شروع به سوت کشیدن می کند.

فیلتر شدن بیش از 10 میلیون سایت اینترنتی فقط در ماه سپتامبر 2006
فیلتر شدن سایت های مهمی مثل ویکی پدیا، یوتیوب و آمازون
محدود کردن دسترسی به اینترنت پر سرعت
و هزاران مورد دیگر...............

و دست آخر هم این موضوع مطرح شده در یک هفته اخیر که البته از مدتها پیش زمزمه هایی از آن شنیده می شد. واقعا این موضوع بزرگترین بدعتی است که اینترنت به واسطه مسئولین دلسوز اینترنت در ایران به چشم خود دیده است. بله! آقایان و خانم ها، گویا مسئولین عزیز در فکر ایجاد شورای نگهبانی برای اینترنت و وب سایت ها و وبلاگ ها هستند. طبق این قانون جدید تنها یک ماه به تمامی وبلاگ ها و به خصوص وب سایت ها زمان داده شده است تا سایت خود را رسما به ثبت برسانند وگرنه مشخص نیست آقایان چه بلایی بر سر وب سایت مذکور بیاورند.

اگر بخواهیم عاقلانه به این موضوع بنگریم باید پذیرفت که برخی وب سایت ها از جمله خبرگزاری ها باید نسبت به اخباری که منشر می کنند، متعهد باشند و عواقب حقوقی آن را بپذیرند که البته این مورد نیز نیازمند شزایط ویژه ای است و نباید به این بهانه سایت های مخالف و منتقد را سرکوب کرد. اما موضوع ثبت وبلاگ ها با هیچ عقل و منطقی سازگار نیست و نقض آشکار آزادی بیان در فضای سایبر بشمار می آید. چرا که می دانیم وبلاگ ها در حکم رسانه های شخصی ای هستند که هر کس بواسطه آن اندیشه و افکار خود را با دیگران به اشتراک می گذارد و اعمال محدودیت و الزام به ثبت شدن بر وبلاگ ها به همان اندازه مضحک و خنده دار است که قانونگذار طی قانونی بیان کند تا هیچ کس در هیچ مکان عمومی و خصوصی حق هیچ گونه اظهار نظر و بیان فکر و اندیشه ی خود را ندارد مگر با ثبت و اخذ مجوز. به بیان دیگر اگر کسی بخواهد در مورد بادمجان هم در وبلاگش بنویسد از لحاظ قانونی موجه نیست.

در مورد ابعاد اجرایی این مسئله باید گفت که اعمال چنین قانونی در مورد این حجم انبوه از وب سایت ها و وبلاگ ها کار چندان ساده ای نیست و یکی از بهترین راه های مقابله با آن نیز عدم ثبت سایت ها و وبلاگ ها از طرف تمام مدیرات سایت ها و بلاگرها و حفظ اتحاد برای مقابله با این بدعت نامبارک است. البته مسئولین محترم بارها در مورد فیلترینگ میلیونی رکوردشکنی کرده و براستی نشان داده اند که در انجام چنین کارهای سختی پشتکار فوق العاده ای دارند. فلذا از آنجا که هدف از این قانون کنترل برخی وب سایت ها و وبلاگ ها ی خاص و نیز نوعی آینده نگری محافظه کارانه می باشد و این قانون در تعارض آشکار با حق آزادی بیان می باشد، همه ما مسئول هستیم تا از همین آغاز کار مخالفت شدید خود را با قوانینی از این دست ابراز نموده و به هیچ نحو تن به آن ندهیم وگرنه باید منتظر رد صلاحیت وب سایتها و وبلاگ های بسیاری از طرف این شورای نگهبان مجازی بوده و شاهد یک اینترنت تک صدایی و ساختگی باشیم.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 12:36 PM تاریخ: Saturday, December 09, 2006


آمار وحشتناک ایرانیان در جستجوی کلمات "جنسی"

برای مبحث اخلاق جنسی این هفته بد ندیدم که یکی از مطالب سایت انتخاب رو بیارم که آمار جالبی را ارائه کرده و خود گویای مطالب بسیاری است.

انتخاب، یکی از خوانندگان «انتخاب» با ارسال پیامی آورده است:موتور جستجوگر گوگل مدتی است که نسخه آزمایشی google trends رو روی شبکه گذاشته، گوگل در توضیح این قابلیت جدیدش نوشته : See what the world is searching for

بله، گوگل این قابلیت را برای شما ایجاد کرده که بفهمید فلان کلمه در فلان نقطه ی دنیا در فلان بازه ی زمانی چند بار سرچ شده، تغییرات زمانی سرچ هر کلمه هم نمودار شده، ضمنا امکان مقایسه ی تعداد سرچ کلمات مختلف با هم یا مقایسه ی سرانه ی سرچ یک کلمه در کشورهای مختلف هم برای شما فراهم شده.(سرانه ی سرچ: تعداد سرچ تقسیم بر جمعیت کشور)

طبعا! اولین کلمه ای رو که میخواستم بدونم در تاریخ گوگل، کجا بیشتر سرچ شده " sex" بود.

نتیجه خیلی جالب بود: پاکستان، مصر، ویتنام، ایران، هند، مراکش، عربستان، ترکیه، فیلیپین، لهستان
ایران چهارمه، هفت تا کشور مسلمان توی ده تا کشور اول!

توی ایران هم به ترتیب شهرهای اردبیل، قزوین، ایلام، تبریز، بابل، بندرعباس، کرمان، سمنان،اراک، زنجان
دقت کنید که تهران توی ده تای اول نیست.

نتیجه ی مقایسه ی سرانه ی سرچ کلمه ی " fuck" از این هم جالب تره:
ایران، پاکستان، هند ، نروژ، عربستان، نیوزیلند، استرالیا، کانادا، امریکا، سوئد

ایران با اختلاف کمی از پاکستان اول شده.
کلمه ی سومی رو که چک کردم " vulva" بود، داشتم شاخ درمی آوردم.
ایران با اختلاف بسیار زیادی اوله، دو برابر السالوادور که دومه و چهار برابر ویتنام که سومه.
هند، عربستان صعودی، ونزوئلا، کلمبیا، ایتالیا، نیوزیلند، مکزیک رتبه های هفتم تا دهم هستن
کلمه ی چهارم " " tit بود، این دفعه دیگه تعجب نکردم عادت کرده بودم
ایران باز هم با اختلاف زیادی اوله، هنگ کنگ، بریتانیا، امریکا، نیوزیلند، کانادا، ایرلند، استرالیا، هند، فنلاند پشت سر ایران هستند.
...
فراموش نکنین که در سرانه ی استفاده از اینترنت، ایران در خاورمیانه از آخر دومه. آخری عربستانه.
فراموش نکنین که ایران، دیرتر از کشورهای بلوک شرق و غرب، به اینترنت دست پیدا کرده.
فراموش نکنین که سرعت دانلود در ایران به سختی از مرز 8 کیلو بایت در ثانیه میگذره.
فراموش نکنین که ملت مجبورن از هفت خوان فیلترینگ هم بگذرن. فیلتر شکن جدید چی داری؟
فراموش نکنین که بعضی ها به صورت فارسی سرچ می کنن که طبعا توی مقایسه ی بالا شمرده نشدن.
فراموش نکنین که مدتی است که تمامی این کلمات توسط پروکسی های ISP ها فیلتر شده و به هیچ وجه بدون فیلتر شکن نمی شه اونها رو سرچ کرد وگرنه آمار و ارقام بیش از این بود.
(البته این برای همه ی کشورهای غیرانگلیسی زبان درسته)

من اگه جای مسئولین مملکت بودم و دغدغه ام خدشه دار نشدن احساسات پاک امت مسلمان بود، به جای جریمه ی پنج میلیونی ماهواره، به جای فیلتر کردن اینترنت، به جای برچیدن بساط مانتو فروشی های هفت تیر، به جای پخش کردن فیلم های 2.5 ساعته در 1.5 ساعت، به جای دست کاری کردن کتابهای کوندرا و مارکز، به جای ترجمه ی نوشیدنی واسه مشروب... به جای همه ی این کارا اولین کاری که میکردم google trendsرو به لیست سایت های فیلتر شده اضافه می کردم!


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 11:21 AM تاریخ: Thursday, December 07, 2006


یک درد و دل

این نوشته بهزاد در مورد فعالیت های سیاسی دانشجویی داغ دلم رو تازه کرد. مرسی بهزاد جان. نمی دونم شاید یه روز حسابی در این مورد درد و دل کنم.


راستی تو دبیرستان های امریکا به دانش آموزان زرنگ اتومبیل جایزه می دن. خبرش رو از اینجا بخونید تا ببینید فرق از کجا تا به کجاست بین مدارس دنیا.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 12:55 PM تاریخ: Sunday, December 03, 2006


آمار مربوط به بیماری ایدز (AIDS) در ایران


به مناسبت روز جهانی ایدز (10 آذر) یک تعداد آمار در مورد ایران پیدا کردم که گفتم اونا رو بنویسم.

اولین فرد در ایران به عنوان HIV مثبت در سال 1987 شناسائی شد. بر اساس آمار رسمی، از زمان مشاهده اولین مورد تا اول ژانویه 2001 ، افراد مبتلا به HIV/AIDS در ایران 2271 نفر بود که 2167 نفر از آنها مرد و 104( 5% ) نفر زن بودند که حدود 46 درصد از این زنان ازدواج کرده بودند و 70 درصد از این زنان متاهل توسط همسران خود آلوده شده بودند. از این تعداد حدود 64 درصد یعنی 1455 نفر معتاد تزریقی و 309 نفر مبتلا به خود AIDS بودند. در واقع تزریق مواد در بین مردان و رابطه جنسی در زنان مهمترین عوامل انتقال ویروس ایدز می باشد. البته این آمار از آزمایش بین 8,547,996 نفر بدست آمده بود.

اولین زن HIV مثبت در ایران در سال 1989 شناسایی شد و اولین مرگ ناشی از ایدز در بین زنان در ایران در سال 1990 ثبت گشت.

سالانه حدود یک میلیون و دویست هزار نفر در مورد HIV تست می شوند که این آزمایشات شامل معتادین، برخی مبتلایان به بیماریهای مقاربتی و کسانی که زیاد به خارج سفر می کنند، می شود.

کمیته ملی ایدز در سال 1995 تاسیس گشت و پس از آن تمامی خون های اهدائی در سازمان های انتقال خون از جهت داشتن یا نداشتن ویروس ایدز مورد آزمایش قرار می گرفت.
]منبع[

آمار یونیسف در مورد ایران:

تخمین نرخ شیوع ویروس HIV در بین بزرگسالان (بالای 15 سال) تا 2005:  0.2
تخمین تعداد افراد مبتلا به ویروس ایدز تا 2005: 66 هزار
تخمین حداقل تعداد افراد مبتلا به ویروس ایدز تا 2005: 36 هزار
تخمین حداکثر تعداد افراد مبتلا به ویروس ایدز تا 2005: 160 هزار
تخمین تعداد زنان بالای 15 سال مبتلا به ویروس ایدز تا 2005: 11 هزار

البته بسیاری فاکتورها و آمار های دیگر مربوط به ایدز در مورد کشورهای دیگر در دیتابیس یونیسف وجود داشت اما اکثر این موارد به علت عدم شفافیت در مورد ایران بی پاسخ بود. به هر حال پیشنهاد می کنم کل این آمار ها را از اینجا ببینید چرا که موارد جالب دیگری هم دارد.

طبق آماری که CDC (مرکز کنترل بیماریهای ایران) در سال 2004 اعلام کرده است، انتقال ایدز از طریق مصرف تزریق مواد با 62.78 درصد اولین رتبه، و رابطه جنسی با 7.27 درصد دومین رتبه را داراست و 26.12 درصد نیز اختصاص به موارد نامشخص انتقال این ویروس دارد. ]منبع[

البته در مجموع باید گفت که به علت مشکلات علمی، آماری و فرهنگی و عرفی که در ایران وجود دارد، نمی توان با قطعیت به این آمار ها تکیه کرد و آمار های گاه ضد و نقیض بسیاری به خصوص در این موارد به چشم می خورد.

در آخر یک بار دیگه هم به عکس بالا نگاه کنید تا معنای دقیق آن را متوجه بشید.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 9:32 AM تاریخ: Saturday, December 02, 2006



استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.Copyright © 2005-2006
Design by: FRHweb