برای عضویت در خبرنامه وبلاگ ایمیل خود را وارد کنید:



جستجوی وب جستجوی وبلاگ


مردم دوران خام تر از آن فولاد بوده اند

بر روی صندلی نشسته بودند. همه پا بر روی پای دیگر انداخته بودند. آرنج ها بر زانوانشان تکیه کرده بود و دست ها قطره های اشک چشم را پاک می کردند. چشم ها بر راه دوخته شده بود. همه، حسرت اشک های منتظر آنها را می خوردند و احساس پاک آنها را از خدا می طلبیدند.

آن شب تا صبح گریستند و انتظار را پاس داشتند. صبح موعود فرا رسید و خورشید از غرب طلوع کرد. از انتهای جاده صدای قدم های او شنیده می شد. سایه اش آن جاده تاریک را روشن نموده بود.

همه گریه را خاتمه دادند و به استقبال موعود رفتند. تنها چند قدم مانده بود تا این مشتاقان دائم البکاء به موعود خود رسند که ناگاه شمشیرهای آخته از پس عبای آن عاشقان گریان بیرون آمد تا موعود بیرون نیاید.

اشک ها برای بران کردن فولاد خام بوده است ولی مردم دوران خام تر از آن فولاد بوده اند انگار، که در تمام آن دوران ها ذهن آنها ذره ای بران نشد و تاوان آن کند ذهنی چیزی جز فرود فولاد بران آن دائم البکاء ها بر حقیقت موعود نبود.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 1:41 PM تاریخ: Friday, September 08, 2006



استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.Copyright © 2005-2006
Design by: FRHweb