برای عضویت در خبرنامه وبلاگ ایمیل خود را وارد کنید:



جستجوی وب جستجوی وبلاگ


صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به نرگس نیز رحم نکرد

در یکی از پستهای قبلی در مورد ماهیت وابسته برنامه کوله پشتی مطلبی نوشتم و اینکه چگونه صدا و سیما از این برنامه به زیرکی سوء استفاده کرد.

امشب که اتفاقی شاهد برنامه پر بیننده "نرگس" بودم، دیدم همان بلائی که سر کوله پشتی آمد، صدها بار بدتر بر سر نرگس نیز آوردند. در سکانسی از این قسمت، بدون هیچ گونه پیش زمینه ای، ناگهان یکی از شخصیت های سریال را می بینیم که به دعوت دوست خود به سازمان انرژی اتمی ایران می رود و از راکتور هسته ای آن بازدید می کند و طی جلسه ای در مورد مزایای انرژی اتمی توجیه می شود و سپس بیان می شود که این انرژی که توسط دانشمندان بومی بدست آمده است مایه افتخار ایرانیان می باشد. در پایان این سکانس جمله ای گفته می شود که اگر در آن تامل کافی شود، مایه ی شگفتی بسیار هر انسان عاقلی می شود. این جمله اینگونه است: حالا وقت آن است که مشرق زمین به پا خیزد.

بله، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به نرگس نیز رحم نکرد و حاضر است از هر ابزاری استفاده کند و هر چیزی را به مسخره ترین حالت ممکن به گند بکشد تا به اهداف خود دست یابد. صدا و سیما با اینکار بیش از پیش این واقعیت را آشکار ساخت که اصلا احترامی برای شعور میلیونها آدمی که به تماشای سریال محبوب شبهای خود نشسته اند، قائل نیست و اصولا فکر می کند که مردم ایران هم مثل خود آنها بی شعور هستند که ندانند این سکانس نه در زمان فیلمبرداری که بعدها به سبب جا باز کردن این سریال در بین مردم، گرفته شده و تدوین شده است.

در مورد جمله آخر که گفته شد، حالا وقت آن است که مشرق زمین به پا خیزد، نیز چند کلامی باید عرض کنم. باور کنید هیچ تناسبی بین فرهنگ ایران و فرهنگ مشرق زمین دیده نمی شود یعنی اگر هم تناسبی باشد، بیشتر با فرهنگ غرب است تا مشرق زمین. به آراء نظری و ایدئولوژیکی و فلسفی اندیشمندان ایران زمین نظر کنید. سپس اندیشه های مطرح در غرب را نیز مطالعه کنید و تفکرات شرقی را نیز همچنین. باور کنید هر متفکر منصفی، رای به این خواهد داد که اندیشه و ایدوئولوژی های غرب و ایران زمین نه تنها متناسب تر بلکه از یک آبشخور است و این آبشخور چیزی نیست جز تمدن یونان باستان و اندیشه ها و ایدئولوژی های مطرح در آن دیار. نه تنها ایران زمین که آراء و اندیشه های اسلامی نیز از چنین آبشخوری سیراب شده است چرا که در زمان نهضت ترجمه، آثار یونانی به عنوان مرجع دانشمندان مسلمانی بوده است. علاوه بر اینها، مگر قسمتی از نژاد ایرانی هم تبار با بخشی از نژاد اروپائی نیست.

خوب همه اینها را که جمع می کنیم، این سوال پیش می آید که چرا در ایران این همه اصرار برای شرقی نشان دادن خود وجود دارد، شرقی که چندان تناسبی با آن دیده نمی شود؟ برای پاسخ دادن به این سوال به یک مثال کاملا به روز برمی گردم. مسئله انرژی هسته ایران در شرایط کنونی مثال خوبی است و با موضوع مطرح شده در این قسمت از سریال هم متناسب است. چین و روسیه در مسئله انرژی هسته ای ایران، تا حدودی از حامیان ایران محسوب می شوند. این دو کشور چه سودی از این مسئه می برند؟ منافع بسیاری را می توان برشمرد اما نکته ای که بنده می خواهم بیان کنم این است که، آنها از ایران طرفداری نمی کنند که از ایران طرفداری کرده باشند بلکه طرفداری می کنند که در مقابل امریکا و سالار بودن او مخالفت کرده باشند. همین مساله را می توان در این موضوع دید که ایران نیز خود را شرقی نمی داند که شرقی باشد، شرقی می داند تا در مقابل غرب ایستاده باشد. اما اشتباه او در این است که امریکا را مصداق اصلی غرب دانسته و از این رهگذر خود را از دایره غرب بیرون انداخته است.

بیش از حد حرف زدم و شاید از موضوع پرت شدم. به هر حال صدا و سیما بدجور مردم را احمق فرض کرده و سوار آنها شده است. هر چند به این موضوع هم معتقدم که بر هر مردمی همانگونه حکومت می شود که خود آن مردم همانگونه اند.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 2:09 PM تاریخ: Thursday, August 31, 2006



استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.Copyright © 2005-2006
Design by: FRHweb