برای عضویت در خبرنامه وبلاگ ایمیل خود را وارد کنید:



جستجوی وب جستجوی وبلاگ


آيا مي دانيد اصطلاح حقوق زنان از چه زماني بوجود آمد؟

به مناسبت سالروز حقوق زنان اين مقاله را گرداوري و ترجمه كردم كه مراجع را هم در قسمت كامنت ها ذكر كردم. البته از بسياري مطالب صرفنظر كردم و سعي كردم تا مطلب خلاصه باشد.

همایش Seneca Falls ، که در تاریخ 19 تا 20 جولای 1848 در دهکده Seneca Falls، واقع در New York، برگزار شد، اولین کنوانسیون حقوق زنان بود که در امریکا برپا گشت و در نتیجه اغلب از آن به عنوان زادگاه جنبش فمنیستی یاد می شود.

گروه های مختلفی در زمان های مختلف تمایل به قالب بندی اسناد مربوط به امریکا داشته اند تا احتیاجات آنها بر آورده شده و حقوق خود را نسبت به وعده های انقلاب 1776 اعلام کنند. در تابستان سال 1848 در Seneca Falls، نیویورک، یک گروه از مردان و زنان امریکائی همدیگر را ملاقات کردند تا در مورد محدودیت های قانونی تحمیل شده بر زنان در طول این مدت به بحث بنشینند. آگاهی این افراد نسبت به آن محدودیت ها، به علت شرکت در جنبش ضد برده داری افزایش یافته بود. این گروه سرانجام زبان و ساختار بیانیه استقلال (Declaration of Independence) را به کار بردند تا ادعای خود را نسبت به حقوقی بیان کنند که احساس می کردند زنان به عنوان شهروندان امریکائی در بیانیه سنتیمنتس (Declaration of Sentiments) مستحق آن حقوق بودند.

دورنما:

در دهه 1840 ایالات متحده در بحبوحه تغییرات فرهنگی و اقتصادی قرار داشت. در این سالها پس از انقلاب و کنوانسیون مطابق قانون اساسی، مرزهای جغرافیایی و جمعیت ملت بیش از دو برابر شده بود و جمعیت، بطور قابل توجهی، به سمت غرب تغییر مکان داده بود. مورخین بطور کلی این تغییر را نوعی شیفت از "تولید برای یک اقتصاد محلی بر اساس یک سری از روابط اشتراکی" به سمت "تولید برای یک بازار نامعلوم و دور" به عنوان یک انقلاب بازار می دانند. البته تمام امریکائی ها از این تغییرات استقبال نکردند و بلکه اغلب آنها را رها ساختند چرا که آنها را جدا و منقطع شدن از منابع سنتی اجتماع و آسایش و راحتی یافتند.

امریکائی ها، بخصوص زنان، در تلاشی برای بازیابی ادراک و مصداقی از جامعه و کنترل کامل بر آینده ملت خود اقدام به تشکیل اجتماعات اصلاحات طلبانه و پیوستن به آنها کردند. اصلاح طلبان به الهام از پیام جنبش Second Great Awakening (یک جنبش مذهبی که روی پتانسیل موجود در انسان و فراموشی گناه و معصیت تاکید می کرد) و پیام متعالی خوب بودن ذاتی انسان، در قالب سازمانهایی گرد هم آمدند که هدف آنها بهبود و اصلاح روش زندگی در کشور بود. این گروه ها به هر آنچه که آن را در جامعه خود ناحق در می یافتند می تاختند، از جمله فقدان آموزش عمومی رایگان برای هر دو جنس پسر و دختر، معالجه غیر انسانی بیماران و مجرمان دچار بیماری روحی، زشتی برده داری، استفاده گسترده از الکل، و " حقوق و ناحقوق" جایگاه قانونی زنان امریکا. کنوانسیون Seneca Falls یک قسمت از این دوره زمانی طولانی از جنبش های اصلاح طلبانه اجتماعی است، زمانی که نگرانی در مورد حقوق گروه های مختلف بر روی کاغذ خودنمایی کرد.

چه چیز 300 زن و مرد را در جولای 1848 به این دهکده کوچک واقع در نیویورک کشاند؟ زنان دوران انقلاب همچون Abigail Adams و Judith Sargent Murray پیش از آن سوالاتی در مورد آنچه منظور و هدف بیانیه استقلال بود، مطرح کرده بودند اما هرگز یک گردهمایی عمومی در مقیاس بزرگ برای بحث در مورد این موضوع تا زمان Seneca Falls وجود نداشته است. بر اساس تاریخ امریکا، بعد از انقلاب امریکائی، نقش های اجتماعی بسیاری برای زنان پدیدار شد. در کنار مردانی که گرفتار دغدغه جنگ بودند، این وظیفه بر عهده زنان بود که بسیاری از مسئولیت های خود را در خارج از خانه نیز به عهده بگیرند. در نتیجه، زنان قادر به گشایش فضا و مکانی در جامعه برای خود بودند. زنانی همچون Catherine Beecher و Harriet Beecher Stowe شروع به نوشتن در مورد برتری اخلاقی زنان و چاپ آثار خود کردند. بسیاری از زنان شروع به شرکت در سازمانهای اصلاح طلبی کردند که هدفشان بهبود زندگی دیگران و مبارزه برای حقوق آنهایی بود که نمی توانستند برای دفاع از خود حرفی بزنند همچون بچه های مدرسه ای و بیماران روحی-روانی. در سال 1834، New York Female Reform Society با مدیریت Lydia Finney تاسیس گشت. این موسسه در جهت تامین یک فضای کاری اخلاقی برای دور نگاه داشتن زنان از فحشاء، تلاش هایی انجام می داد. دیگر رهبران زن مانند Dorothea Dix تمام انرژی خود را روی اصلاح زندان ها در دهه 1830 متمرکز کردند. این دوره زمانی بود که نقش زنان به عنوان یک معلم و مربی نیز پدیدار شد. Catharine Beecher چندین آکادمی برای زنان تاسیس کرد و نوشته های او محتوی این پیشنهاد بود که زنان مناسبترین کاندیدا برای موقعیت های شغلی آموزشی می باشند. سرانجام جنبش abolitionist (مخالفت با بردگی) فرصت دیگری در اختیار زنان قرار داد تا درگیر مسائل بیرون از محیط خانه نیز بشوند. با ایجاد این تغییرات ساختاری، فضا برای آزمودن و بیان حقوق زنان کاملا آماده به نظر می رسید. البته برای چرخش اندیشه ها و افکار این زنان به سمت درک شرایط خود، یک تجربه ی همراه با افزایش آگاهی، لازم به نظر می رسید.

رویدادی که باعث راه اندازی این کار شد، مستقیما نتیجه شرکت در سازمان های ضد برده داری بوسیله افرادی همچون Elizabeth Cady Stanton و Lucretia Mott بود. انجمن های ضد برده داری در منطقه شمال شرقی امریکا و در قسمت هائی از منطقه ای که امروزه آن را باختر میانه می نامیم بسط و توسعه یافتند. اعضای بسیاری از این سازمان ها از زنان بودند. بر اساس مقاله ای از Cristine Stansell به نام The Road در Seneca Falls، جنبش ضد برده داری همان چیزی بود که به زنان این اجازه را داد تا بیش از پیش قدم در این راه بردارند. سپس آنها از این فرصت ها برای بالا بردن و ترفیع حقوق زنان بهره بردند. و همین موضوع موجب گشت تا این جنبش به دو گروه رادیکال ها و میانه رو ها تقسیم شود. واضح است که رادیکال ها مساوات برای همه از جمله زنان را ترویج می دادند در حالی که میانه رو ها به نقش های جنسیتی سنتی گرایش داشتند. به همین علت میانه رو ها سعی می کردند تا با سر باز زدن از دادن فرصت به رادیکال ها برای شرکت در جنبش ضد برده داری، آنها را در محیط خانه محصور کنند. در سال 1840 کنوانسیون جهانی ضد برده برداری در لندن برگزار شد، و بعضی از گروه های امریکائی زنان را به عنوان نمایندگان خود در این نشست انتخاب کردند. در لندن، پس از مباحثات طولانی، نمایندگان زن توسط میانه رو ها از جایگاه های قانونی و محق خود منع شده و به بالکون فرستاده شدند. در همین نشست بود که Elizabeth Cady Stanton و Lucretia Mott در حال نشستن در بالکن و قدم زدن در خیابان های لندن همدیگر را ملاقات کردند. هشت سال بعد Stanton و Mott همایشی برای بحث در مورد حقوق زنان ترتیب دادند.

دعوت عمومی برای حقوق زنان 1848:

در 14 جولای 1848، از طرف شهر کوچک Seneca اعلام شد که در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه پیش رو "یک همایش برای بحث درباره شرایط اجتماعی، مدنی و دینی و حقوق زنان" برگزار خواهد شد. این همایش در کلیسای Wesleyan در Seneca Falls، نیویورک، برپا خواهد شد. به گفته National Reformer ، اولین جلسه از این نشست منحصرا توسط زنان اجرا شد. در همین زمان بود که این کنوانسیون سندی با عنوان Declaration of Sentiments منتشر ساخت که بیانیه ای بود به قلم Stanton و قالب آن از بر اساس Declaration of Independence ریخته شده بود. زنان می خواستند که پیش نویس این سند را بدون تاثیر هیچ مردی آماده کنند. بعد از ظهر روز چهارشنبه درها به روی تمام حضار گشوده شد که در این زمان Lucretia Mott، همکار Stanton، به ایراد یک سخنرانی در مورد بالا بردن تساوی جنسیتی پرداخت. روز پنجشنبه، Stanton بیانیه خود یعنی Declaration of Sentiments را ارائه داد.

،Stanton به عنوان وکیل و نماینده زنان ستمدیده، در اقتباسی که از بیانیه Declaration of Independence انجام داد، به جای " پادشاه جورج" از عبارت " همه مردان" استفاده کرد و لیست مناسب و کاملی از مظالم تحمیل شده بر زنان گردآوری کرد، درست همان کاری که مهاجرین در بیانیه Declaration of Independence انجام دادند. این مظالم، محدودیت های سختگیرانه ای را بر سر راه حقوق قانونی زنان در امریکا در این زمان قرار می داد: زنان حق رای نداشتند؛ آنها حق دخالت در ایجاد قوانینی که باید از آنها تبعیت می کردند، نداشتند؛ مالیات های سنگینی بر دارائی های آنها بسته می شد؛ و دارائی ها و دستمزد یک زن متاهل بطور قانونی به همسر او متعلق بود. بعلاوه، در یک مورد نسبتا غیر عادی از طلاق، مسئولیت نگه داری از بچه ها بطور خودکار به پدر سپرده می شود؛ راه دسترسی به مشاغل و آموزش عالی عموما برای زنان بسته است؛ و اغلب کلیساها زنان را از شرکت آشکارا در وزارت یا دیگر مناصب قدرت منع می کردند.

بیانیه استقلال Stanton اعلان کرد که "همه مردان و زنان مساوی خلق شده اند" و اینکه امضاکننده این بیانیه باید از تمام اختیارات و توانائی های خود برای اصلاح این حق کشی ها و ستم ها استفاده کند. به نقل از National Reformer، این بیانیه به مدت طولانی بوسیله رادیکال ها از جمله Stanton، Lucretia Mott و Frederick Douglass در بید دیگران مورد بحث قرار گرفت. سرانجام این سند پذیرفته شد و به سختی تقریبا بی هیچ تغییری به امضا رسید و قرار شد به عنوان رساله ای برای استفاده تمام جهان چاپ شود. David Walker، در تلاش های خود برای شناساندن حقوق قانونی امریکائی های سیاه پوست، به طرز مشابهی از بیانیه استقلال در فراخوانی مردم امریکا در مورد حقوق جمعیت ستمدیده سیاه پوست، استفاده کرد. در دهه 1840 و حتی امروزه، زبان توماس جفرسون از درون زندگی امریکائی طنین انداز می شود. بسیاری از امریکائی ها بر این باورند که آرمان های انقلاب، هم اکنون قابل اجرا در زندگی هستند همانگونه که این آرمان ها بودند که با زنان شرکت کننده در کنوانسیون 1848 Seneca Falls به صحبت نشستند.

Gerder Lerner، مورخ، به این نکته اشاره کرده است که علاوه بر دو نظریه قرارداد اجتماعی و حقوق طبیعی، نظریه های دینی نیز دومین منبع اساسی را برای بیانیه Declaration of Sentiments تامین کردند. اغلب زنان شرکت کننده در این کنوانسیون در فرقه کویکر (Quaker) یا جنبش های متدیست اوانجلیکال (انجیلی پروتستان) فعال بوده اند. بنابراین این سند از نوشته های Sarah Grimke، یک کویکر اوانجلیکال، استخراج شده است که درنتیجه ادعاهای مطرح شده در آن بر اساس کتاب مقدس بوده است که خداوند زنان را برابر با مردان خلق کرد و مردان بوسیله تاسیس " حکومت جابرانه استبدادی" بر سر زنان، این قدرت را غصب کردند. به گفته Jami Carlacio ، نوشته های Grimke چشمان مردم را به روی مسائلی همچون حقوق زنان باز کرد و برای اولین بار آنها خواهان برگزاری یک کنوانسیون بودند.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 9:48 AM تاریخ: Saturday, July 22, 2006



استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.Copyright © 2005-2006
Design by: FRHweb