برای عضویت در خبرنامه وبلاگ ایمیل خود را وارد کنید:



جستجوی وب جستجوی وبلاگ


نمایشگاه صنایع دستی و سوغات سنتی در زنجان

دیشب با دوستان برای بازدید از نمایشگاه صنایع دستی و سوغات استان های مختلف که در زنجان برگزار می شد، رفته بودیم. البته بنده چندان خوشم نیومد. چون تنها اسم نمایشگاه مربوط به صنایع دستی می شد وگرنه یک سری چیزهای کلیشه ای و ساده بود که به طرز ناشیانه ای سعی شده بود تا رنگ و لعاب سنتی و دستی به خود بگیرد.

اصولا هدف مسئولین فرهنگی کشور از برپایی این نوع نمایشگاه ها مشخص نیست و نوعی بی برنامگی مشاهده می شود. آیا هدف شناساندن صنایع دستی استان هاست؟ آیا هدف ایجاد تعامل فرهنگی است؟ یا هدف ایجاد رونق اقتصادی در این صنایع است؟ و یا صرفا هدف گردآوری یک سری غرفه ها در راستای هم می باشد؟

بعد از بازدید سری به روابط عمومی نمایشگاه زدم تا نسبت به مجری نمایشگاه انتقادی داشته باشم که با لحنی نامتعارف (البته نه توهین آمیز) که مناسب این نمایشگاه نبود و انسان با شنیدن حرف های او به یاد مجری های سیرک یا جنگ های شادی می افتاد. وقتی جلو رفتم و جویای مسئول روابط عمومی شدم با صحنه ای روبرو شدم که انصافا به زور خودم رو کنترل کردم تا چیزی نگم و جلوی خندم رو بگیرم. با زنی که به گفته خود اهل فارس بود و در هیبت یک زن جنوبی (عرب) با روبندی به صورت بود که تنها چشمان او دیده می شد و تنها راه برقراری ارتباط غیر کلامی و حسی با او بود. هر چند شاید با این کار قصد نمایش لباس و فرهنگ سنتی خود را داشت اما به هیچ وجه مناسب مدیر روابط عمومی نمایشگاه نبود و فردی که به روابط عمومی مراجعه می کرد با دیدن این زن به عنوان مدیر جا می خورد و شکه می شد و این روبند امکان برقراری ارتباط کاملی را نمی داد ختی اگر نمادی فرهنگی محسوب شود.

به هر حال مدتی نیز با مجری تریبونی این نمایشگاه بحث کردم و سعی کردم که او را متوجه رفتار خود کنم که درست نیست مثلا هنگام پخش موسیقی شما ناگهان در میکروفون داد بزنید: " مهدی کجایی؟ بیا..." اما بعد از کلی صحبت با جمله ای روبرو شدم که واقعا متاسف شدم اما خوب این چیزها اونقدر تکرار شده که شنیدنش برام عادی بود. گفت: " ببین... ما اگه تا صبح هم با هم بحث کنیم نه من کم میارم نه تو، پس بی خیال" فهمیدم او اصلا به حرف های من توجهی نکرده و از اول با یک موضع گیری سخت تنها در فکر این بوده که کم نیاورد و بارها در بین صحبت های خود دم از سابقه خود می زد. البته این یکی اشکالات ما ایرانی هاست که با کوچکترین انتقادی زود موضع گیری می کنیم.

و بعد در هنگام برگشت به این فکر می کردم که آیا در زنجان کسی نبود که توانایی مجری گری داشته باشد؟ آیا کسی نبود که بتواند مدیر روابط عمومی باشد؟ مگر مدیریت این نمایشگاه با زنجان نبود؟.....
چرا این توانایی بود اما ....
اما عوامل متعددی چه در این مورد و چه در موارد دیگر باعث عقب ماندگی زنجان شده اند که در این پست مجال توضیح آنها نیست.

در ضمن دهمین نمایشگاه الکامپ چند روزی است که شروع شده و از اونجایی که احتمالا نتونم برم، از دوستانی که رفتند یا خواهند رفت التماس دعا دارم. اینجاست که میگه: یاران چه غریبانه رفتند به جشنواره..... هم سوخته قلب ما، هم سوخته رایانه


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 11:07 AM تاریخ: Wednesday, July 19, 2006



استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.Copyright © 2005-2006
Design by: FRHweb