برای عضویت در خبرنامه وبلاگ ایمیل خود را وارد کنید:



جستجوی وب جستجوی وبلاگ


پایان امتحانات

امروز بالاخره آخرین امتحان خودمو دادم و نفسی راحت کشیدم. واقعا راحت شدم. لذتی از درون مرا سخت در آغوش می کشد. لذتی همرا با انزجار.

لذت پایان این دوران و انزجار از اینکه چرا باید این دو امتحان آخر را به این طرز ناجور خراب کنم. در حالی که همه امتحانات خود را عالی داده بودم. البته حقم بود، در طول ترم چیزی نخواندم. اما این هم بگذرد...

در طول امتحانات، وقتی با بچه ها از کتابخانه خارج می شدیم تا سوار سرویس دانشگاه شویم و به خانه برگردیم، همیشه مناظری فوق العاده جذاب و دلکش از غروب آفتاب را می دیدم. وای که چقدر زیبا بود. به قدری که مرا محو خود می کرد اما افسوس می خوردم که وفت آن را ندارم تا بنشینم و ساعتی به آن منظره، سیر نگاه کنم. و امروز که راحت شدم دیگر آن صحنه نبود و من ....

الان دارم واسه تابستان خود برنامه ریزی می کنم. نمی خوام مثل سال های قبل تا چشم باز می کنم تمام شود. می ترسم. ترسی که گاهی تمام درون مرا فرا می گیره. ترس از اینکه چشم باز کنم و ببینم دیگر در این دنیا نیستم و افسوس لحظات عمر را با لذتی همراه با انزجار، بخورم.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 10:13 AM تاریخ: Thursday, June 22, 2006



استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.Copyright © 2005-2006
Design by: FRHweb