برای عضویت در خبرنامه وبلاگ ایمیل خود را وارد کنید:



جستجوی وب جستجوی وبلاگ


سخنرانی دکتر عباسی در دانشگاه زنجان

دیروز مراسمی به یاد یازده شهید دانشگاه زنجان در آمفی تئاتر مرکزی برگزار شد. که بیشتر آنها دانشجویان رشته علوم کشاورزی یا دامی بودند چرا که در آن زمان ها دانشگاه زنجان بیشتر در این رشته ها دانشجو داشته است. البته یک دکترای ژنتیک هم بین آنها وجود داشت.

چیزی که مرا علاقمند کرد تا سری به این مراسم بزنم سخنرانی دکتر حسن عباسی بود. بله! همان دکتر عباسی معروف و پرحاشیه. که زمانی رئیس دفتر مطالعات استراتژیک خاورمیانه بود. اما الان نمی دانم هنوز هست یا نه. همانی که تقریبا با تمامی دولت ها و شخصیت های سیاسی کشور مشکل دارد جز مقام رهبری.

خلاصه عباسی آمد و درباره موضوع "اقتصاد شهادت و هنر خودفروشی" حرف زد. من در این مطلب اصلا قصد ندارم سخنان او را به نقد بکشم که البته جای نقد دارد و تنها سعی دارم تا حدودی از مطالبی را که او بیان کرد بدون اعمال نظر بیان کنم.

ابتدا کمی در مورد مقام شهدا صحبت کرد و سپس با تسلط کافی سراغ موضوع از پیش تعیین شده خود رفت و بیانی جدید از کنش واکنش های موجود در جوامع بشری را ارائه داد. اینکه تمامی اعمال انسانها را می توان بر اساس خودفروشی تعریف کرد. اینکه مثلا کسی ترانه ای می خواند در حال فروش صدای خود است. کسی که خود را می آراید در حال فروش زیبائی خود است. خلاصه اینکه هر کسی چیزی را می فروشد و عده ای خریدار آن هستند. یکی صدای خود، یکی زیبائی خود، یکی بدن خود، یکی اندیشه خود و .....

در بین سخنان خود گریزی به دکترین جنگ و جهاد خود زد و تا توانست اصلاح طلبان را تخطئه کرد. بارها و بارها آیه های جهاد و شهادت را خواند و اصلاح طلبان را انسانهائی ترسو معرفی کرد که از ترس برداشتن اسلحه، دم از اصلاح طلبی می زنند. و اینکه در هنگام جنگ و جهاد است که مرد از نامرد تشخیص داده می شود. همچنین عقیده داشت مفهوم صلح و جنگ در تقابل با هم نیستند و گاهی رسیدن به صلح با شمشیر میسر می شود و گواه این مطلب را حسین (ع) معرفی کرد. و گفت همانطور که از یاران نزدیک پیامبر، بعد از مرگ او، افرادی درست بر خلاف موازین اسلامی رفتار کردند، فردی چون خاتمی نیز که با امام همراه بوده است دچار انحراف شد.

او تمام مسائل انسانی را در یک قالب اقتصادی تعریف کرد. قالبی که به قول خود از قرآن بیرون کشیده بود و در هیچ محفل و دانشگاه و کلاس اقتصادی چنین بیانی ارائه نشده و نخواهد شد. او این موضوع را مطرح می کرد که انسان یا پرستشگر است یا مورد پرستش قرار می گیرد. کسی که مثلا دوست دارد که زیبائی خود را به دیگران بفروشدريال تمایل به مورد پرستش قرار گرفتن دارد و کسی که آن را می خرد در مقام پرستشگر است. و گفت که دنیا پر شده است از این پرستش ها و اینگونه پرستش ها عین شرک است.

در آخر هم این موضوع را بیان کرد که فروشندگانی در این بازار بهترین سود را خواهند برد که خود را به خدا بفروشند و سپس این بیان را به شهدا نسبت داد و گفت شهدا کسانی هستند که خود را به خدا فروختند. او همچنین در مورد واژه ایثارگران نیز خرده گرفت که چرا این واژه را به رزمندگان نسبت می دهند چرا که ایثارگر کسی است که همه چیز خود را ایثار می کند اما شهدا که چیزی را ایثار نکردند بلکه بیشترین چیزها را برای خود می خواستند و بیشترین سود را بردند.

او در ضمن به دولت خاتمی و دیگر دولت ها مطابق معمول خرده های بسیار گرفت از جمله اینکه در آن دولت کسانی چون شهدا و رزمندگان نادیده گرفته شدند در حالی که نشان برتر شجاعت به یک فوتبالیست داده شد.

در پایان در یکی از سوالاتی که توسط دانشجویان مطرح شده بود، از او پرسیدند که آیا در نامه احمدی نژاد به بوش نقشی داشته است یا نه، گفت: من نقشی نداشته ام چون اصلا احمدی نژاد را نمی بینم و شناختی ندارم اما چند ماه پیش این پیشنهاد را داده بودم که ایران باید از موضع قدرت امریکا را دعوت به راه ایمان نماید.

او همچنین از تدوین بیانیه حقوق خدا در مقابل بیانیه حقوق بشر سازمان ملل و انتشار آن در سطح جهانی خبر داد.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 9:02 AM تاریخ: Wednesday, May 17, 2006



استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.Copyright © 2005-2006
Design by: FRHweb