برای عضویت در خبرنامه وبلاگ ایمیل خود را وارد کنید:



جستجوی وب جستجوی وبلاگ


چند حرف خودمونی عقب افتاده

همون شب که خبر فوت منوچهر نوذری را شنیدم، می خواستم که مطلبی در بزرگداشت او بنویسم اما گذاشتم برای بعد که دیگر با آن حوادث پیش آمده فرصت نشد. اما دیروز مراسم تشییع او بود که واقعا باشکوه بود. با خود فکر می کردم که ای کاش انسان اینگونه زندگی کند که با مرگ او مردم اینگونه متاثر شوند.

قبلا مطلبی خواندم که جالب است اینجا هم بگویم:"وقتی کودکی به دنیا می آید، همه می خندند و او می گرید. و وقتی انسان می میرد، همه می گریند در حالی که او می خندد." البته این خنده ی هنگام مرگ در مورد همه صادق نیست ولی اگر همچون آن کودک به دنیا آمده، پاک و آسوده باشد در آخر خندان نیز خواهد بود.

نوذری هم، فکر می کنم کار و وظیفه خود را انجام داد و با خیال آسوده و خندان رفت. یکی می گفت چرا بعضی ها جوان می میرند و بر خی پیر؟ و یکی دیگر نیز در جواب می گوید که هر کسی در این دنیا وظیفه ای دارد که هر موقع آن را تمام کرد، می برندش.

دیشب یکی از برنامه های "صبح جمعه با شما" را که منوچهر نوذری به همراه گوگوش با هم اجرا کرده بودند را دانلود کردم و گوش کردم. واقعا جالب و زیبا بود.الان لینک آن را ندارم ولی بعدا در قسمت لینکدونی می گذارم. نوذری سالها هر جمعه مردم را با این کارها سرگرم میکرد. و چه زیبا این کار را می کرد و البته واقعا این بشر چقدر اطلاعات، در زمینه های مختلف داشت. خدایش رحمت کند.

این درس رسم فنی هم بدجور مرا در دردسر انداخته. باید تا صفحه 200 حداقل می نوشتم ولی تازه صفحه 70 هستم. استاد هم بدجور بهم هشدار داد. خدا به خیر کند. دعا کنید. هفته بعد هم که امتحان میان ترم فیزیک دارم. خداوند این را هم به خیر کند و سومی را هم!!!!

در ضمن دیشب نشستم و به مراسم پخش مستقیم قرعه کشی جام جهانی 2006 آلمان نگاه کردم. بالاخره گروه ها مشخص شد و ایران با مکزیک، آنگولا و پرتغال هم گروه شد. به احتمال زیاد از پس آنگولا برمی آییم اما در مورد مکزیک و پرتغال شک دارم. حالا اگر نبردیم هم اشکال ندارد ولی لااقل خوب بازی کنیم و با شایستگی ببازیم. این از اون حرفها بود ها!!!! به شایستگی ببازیم!!!( با لبخندی ای را می گویم )

پی نوشت: امروز استاد رسم فنی مهربون شده بود و بابت رفتار جلسه قبلش معذرت خواهی کرد. تا آدم میاد از طرف بدش بیاید، مهربون میشه و نمی گذارد و تا آدم میاد از او خوشش بیاید، باز آن رفتار منزجر کننده و آنورمال را به خود می گیرد.البته این بسیار خوب است که بعد از عمل زشت خود پشیمان شده و عذرخواهی کند اما چند بار این کار باید تکرار شود. به قول این شیر فرهاد، این مردم چقدر سست عنصراند. خدایا ما را نجات بده از دست این سست عنصران.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 10:03 AM تاریخ: Saturday, December 10, 2005



استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.Copyright © 2005-2006
Design by: FRHweb