برای عضویت در خبرنامه وبلاگ ایمیل خود را وارد کنید:



جستجوی وب جستجوی وبلاگ


بازگشتی بعد از یک هفته سکوت

"دنبال کسی نگرد که با اون بتونی زندگی کنی، دنبال کسی بگرد که بدون اون نتونی زندگی کنی"
این جمله رو داشته باشین و بقیه متن رو بخونین تا ربطشو بدونین.البته تو یکی از پست های قبلی هم این جمله رو نوشته بودم.
تو این یه هفته که گذشت نمی دونم چرا اصلا نتونستم هیچی بنویسم. نه اینکه نخوام! نه! ولی هر دفعه که می خواستم یه چیزی بنویسم یه اتقاقی می افتاد و نمی شد. یه بار می خواستم در مورد شیرین ترکمندی، مجری خبر 20:30، بنویسم. یه بار در مورد اتفاقات دانشگاه، یه بار در مورد کنسرت شجریان، یه بار در مورد......

خلاصه کلی مطلب تو دلم مونده ولی افسوس که مجالی نیست. الان هم می خواستم بنویسم که باز داشت نمی شد. ولی به خودم گفتم هر جوریه اینبار دیگه باید این سکوت رو بشکنم و پرنده دلم رو باز به آسمون ابری وبلاگستان بفرستم.

اون اتفاق که نزدیک بود نذاره من بنویسم اینه که الان می خوام برم عروسی خواهر یکی از دوستام به اسم علی آقا. این دوستمون مایه گذاشته ما رو شام هم دعوت کرده. راستش من بعد این همه سال که با علی دوست بودم نفهمیدم کدوم خواهرش داره عروسی می کنه. اسم خواهراشو می دونم ولی نمی دونم کدوم اسم واسه کدومه. راستش نمی دونم چرا تو این همه سال روم نمیشه بپرسم ازش. به هر حال از همین جا آرزوی خوشبختی واسه خواهرش می کنم. ان شاء الله به پای هم پیر بشن!!!!

حتما کلی می خندین ولی باید بگم فکر نکنین همیشه اینجوریه. این فقط یه استثناست.
اون جمله ای که اون اول نوشتم هم که وجه تسمیه اش با این متن تو ازدواج و یافتن یار بود!!!

در ضمن قراره یه تغییر کوچیک تو این وبلاگ بدم که بعدا می بینید. فقط یه تغییر کوچیک.

تکمیلیه: عروسی هم رفتیم و برگشتیم. البته فقط شام خوردیم و یه عروس گردونی. علتش هم این بود که اصل عروسی قبلا تو خلخال برگزار شده بود و به ما همین یه تیکه نصیب شد. آخه دوماد اهل اونجاست. در ضمن با بچه ها کلی خندیدیم که جای شما خالی. ناگفته نماند بعضی از بچه ها مشکوک می زدن و انگار تو توهم بودن!!!!


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 1:52 PM تاریخ: Thursday, December 01, 2005



استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.Copyright © 2005-2006
Design by: FRHweb