برای عضویت در خبرنامه وبلاگ ایمیل خود را وارد کنید:



جستجوی وب جستجوی وبلاگ


دختری با میز

دختری با یه میز سه طبقه وارد میشه. ظرف های غذا رو از رو میز یکی یکی جمع می کنه و بعد از پاک کردن اونا رو می ذاره تو جای خودشون. این کارو واسه همه میزا می کنه. این کارو با سرعت می کنه.

دختر خیلی سعی می کنه خودشو شارژ نشون بده اما غم و در عین حال سادگس عجیبی تو چشماش دیده میشه. بعد از اینکه همه سیر شدن و دارن میگن و می خندن، دختر فرصتی پیدا می کنه تا بره و کمی از اون غذاها بخوره. اما حتی این یه تیکه غذا رو هم راحت نمی تونه بخوره. هی از اینور و اونور دستو میاد و هی اون احضار میشه.

تو زندگی خیلی چیزها هست که در واقع نیستند ولی دیده می شن و خیلی چیزها هستن اما دیده نمی شن. این دختر از دسته دومه. انگار کسی اون نمی بینه و اونم انگار کسی رو نمی بینه ولی این دو تا ندیدن چقدر با هم فرق دارن!!

دیشب مادر یکی از دوستای خواهرم برای افطار ما رو دعوت کرده بود تالار. من معمولا زیاد رستوران و اینجور جاها نمی رم. چرا هر بار با قصه بالا روبرو میشم. قصه دخترایی که نمی دونم چرا کسی اونا رو نمی بینه.

یه زن نباید این کارا رو بکنه! نباید! خصوصیت اصلی یه زن ناز و عشوه اونه. کجای این کار با این خصوصیت می خونه؟ این ارمغان به اصطلاح مدرن شدن و صنعتی شدن ماست ولی عیب کار اینجاست که مثله همیشه بدون در نظر گرفتن معیارهای خودمون و تنها به خاطر قشنگی اون.

آخرشم تو مجلس یکی از آقایون که نمی دونم شاید خیلی مومن تر از ما بود به یکی گفت که ته مونده غذاهایی رو که مونده تو مجلس جمع کنن تا ببرن برن به آدم های مستحق. نمی دونم این چه جور احسانیه! اینجور آدما چی فکر می کنن. فکر می کنن مستحق ها مثله سگ می مونن که ته مونده غذا رو بریزی جلوشون. البته اینجور آدما موقع گرفتن غذا به این چیزا فکر نمی کنن و کلی هم دعا می کنن در حق طرف. اما در دیزی بازه حیای گربه کجا رفته. نمی دونم شاید من ایمانم اشکال داره ولی می دونم این رسمش نیست.

حتما نظرتون رو بدید.
شعار همیشگی: التماس دعا از تموم خواهران و برادران دینی و غیر دینی.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 12:22 PM تاریخ: Saturday, October 29, 2005



استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.Copyright © 2005-2006
Design by: FRHweb