برای عضویت در خبرنامه وبلاگ ایمیل خود را وارد کنید:



جستجوی وب جستجوی وبلاگ


رو سیه ام رو سیه ام یا علی

بنده درگاه تو ام یا علی
رو سیه ام رو سیه ام یا علی

دیشب مامانینا رفتن امامزاده برای مراسم دومین شب قدر، شب شهادت مولا علی که از همین جا به همه بروبچ اینترنتی و وبلاگی تسلیت میگم. کلی به من اصرار کردن که بیا تو هم بریم ولی من نرفتم.

بعد یه کم اومدم سر کامپیوتر و گفتم برم ببینم تو دنیای IT چی می گذره و چون دیروز مطلبی ننوشته بودم یه پست جدید فرستادم. همینجوری الکی داشتم تو دنیای سایبر می چرخیدم. دنبال یه بهونه بودم که دست از این کار بردارم. انگار دلم جای دیگه بود. تو همین حال بودم که یه دفعه یکی از دوستای خوبم که تو قم زندگی می کنن پی ام داد. گفت چرا واسه احیاء نرفتی مسجد؟ گفتم: آخه برم به خدا چی بگم با این همه گناه و شرمندگی. خلاصه کلی با هم حرف زدیم. بهش گفتم تو خودت چرا رفتی؟ گفت: من می خوام ساعت 12 برم حرم حضرت معصومه.

بالاخره منم اون بهونه لازم رو پیدا کردم و پاشدم رفتم امامزاده. خداییش هم باید آدم های گناهکاری مثل من پاشن بیان اونجا وگرنه آدم بی گناه که این کارا رو لازم نداره. هر چند تو اینجور جاها ممکنه خدا به خاطر وجود یه آدم پاک تو بغل دست ما، ما رو هم بیامرزه. خلاصه حال عجیبی داشت اونجا بودن. بعدشم پاشدم اومدم خونه. احساس می کردم حالم خیلی بهتر شده. ای کاش خدا همیشه آدمو تو این موقعیت ها قرار بده. به خدا کم پیش میاد. خدایا هوای ما بچه های بلاگر و غیر بلاگر رو داشته باش.

امروز، همین الان که دارم اینو می نویسم هم، مامان شعله زرد گذاشته. رفتم یه نیت کردم و یه همی زدم. واسه همه هم دعا کردم. شاید یه کم حرفام شبیه آخوندایی شد که رو منبر می برن ولی خوب چه اشکالی داره !! حرف دلم بود. بچه ها برام دعا کنید که بدجور محتاجم. حتما نظرتون رو بنویسید.
شعار همیشگی: التماس دعا از تموم خواهران و برادران دینی و غیر دینی.


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 5:16 AM تاریخ: Tuesday, October 25, 2005



استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.Copyright © 2005-2006
Design by: FRHweb