برای عضویت در خبرنامه وبلاگ ایمیل خود را وارد کنید:



جستجوی وب جستجوی وبلاگ


آندوسکوپی

امروز برای انجام آندوسکوپی رفتم مطب دکترم. تا حالا از نزدیک ندیده بودم. اگه از قبل می دونستم اون بلا می خواد سرم بیاد به احتمال زیاد نمی رفتم. آقا چشمتون روز بد نبینه!! دکتر بهم گفت بخواب رو تخت. خوابیدم. گفت به پهلو بخواب. به پهلو خوابیدم. گفت اینو بگیر تو دهنت و اینم بگیر زیر دهنت. گرفتم. حالا اون و این چی بود بماند. اینور اونور نگاه کردم یه لوله ی کوچیک دیدم. به دکتر گفتم اینو می خواید بفرستید تو معده ام؟ اونم گفت آره. با خودم گفتم این که چیزی نیست، اینهمه آدمو از آندوسکوپی می ترسونن واسه همین!! بعد یه کم دکتر اومد با یه لوله به طول حدود 2 متر و به قطر 1 سانت یا حتی بیشتر. چشام داشت از حدقه در می اومد. گفتم دکتر جون اینو باید بندازی بره تو؟ دکترم با کمال خونسردی سری به نشانه تائید تکون داد. دیگه گفتم باید اشهد رو همین جا بخونم. خلاصه لوله رو داد تو. مرگم اومد جلو چشم تا اون رفت تو و اومد بیرون. از چشام خودبخود اشک می اومد به خاطر فشارهای متحمله. و هی عق می زدم و بالا می آوردم. البته چون از صبح ناشتا بودم هیچی نبود که بالا بیارم. آخرشم دکتر گفت زخم اثنی عشر داری و کلی دارو برام نوشت. بازم التماس دعا از تمام برادران و خواهران دینی و غیر دینی خود دارم باشد مورد عنایت حق تعالی و الطاف بیکران او قرار گیریم. ان شاء الله...


لینک ثابت | |
نوشته: FRH ساعت 9:16 AM تاریخ: Tuesday, September 27, 2005



استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.Copyright © 2005-2006
Design by: FRHweb